ویژه

کاروان مشائین هیئت الزهرا علیهاسلام

کاروان مشائین هیئت الزهرا علیهاسلام

دسته عرض تبریک محضر امام رضا علیه السلام

ویژه برنامه ظهرهای ولادت ائمه هدی علیهم السلام

وعده ما فردا (به مناسبت میلاد امام جواد علیه السلام) بعد از نماز ظهر

حرکت از جلوی درب مدرسه (چهارراه زرینه)

مدرسه علمیه سیادت – مشهد مقدس

DSC_0053 DSC_0059 DSC_0063 DSC_0073 DSC_0093

انتخابات حصار امنیت ایران اسلامی

انتخابات حصار امنیت ایران اسلامی

سخنرانی استاد حجت الاسلام سررودی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمات :

۱ : تنها کشوری که مقابل ظلم و استبداد غربی ها را گرفت ایران بود

۲ : و تنها کشوری که نه تنها با جنگ سخت در ۸ سال با ۳۲ کشور جهان زمین نخورد بلکه قله های ترقی را با سرعت بیشتر بالا رفت ایران بود

۳ : تنها کسی که باعث شد دست آمریکا از منابع عظیم اقنصادی غرب آسیا کوتاه شود ایران است

در نتیجه :

آمریکا دشمنی است برای ما که دندان تیز کرده و از هر جایی میخواهد در ایران نفوذ کند که از درون کشور را بپاشاند .

دشمن در یک قدمی ماست بیدار شویم

اولین قدم این بود که سرمداران فاسد را بر کشور حاکم کنند ؛ مثال بنی صدرها ، موسوی ها ، کروبی ها و … که رهبری فرمودند : هنوز آثار فتنه ۸۸ از کشور بر طرف نشده است بنده نمیدانم کی قرار است این آثار برطرف شود .

و حالا قدم دوم مشوش کردن اذهان عمومی است برای همراهی با طیف فاسد و غرب زده و اسلام ستیز تا فضای کشور به دست دشمن بیافتد ( همانطور که فعالیت آنها در رسانه هایشان مشهود است )

و خلاصه بحث اینجاست که اگر در انتخابات کم شور شرکت کنیم یعنی نظام را قبول نداریم

و اگر پرشور شرکت کنیم و رأی به غیر اصلح ها بدهیم یعنی ما هم دچار غرب زدگی شده ایم

حواسمان باشد نظام ما مقدمه ساز ظهور حضرت بقیه الله است و ما در مقابل تمام اعمالمان نزد امام زمان مسئولیم

وای بحالمان اگر نظام مان را از دست بدهیم

 

 

انتخابات؛ تأمین‌کننده امنیت

انتخابات؛ تأمین‌کننده امنیت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مردم قم فرمودند: «حضور مردم یکی از آن عناصری است که دشمن را ناکام میکند. اینکه ما تکیه میکنیم، تأکید میکنیم، اصرار می‌ورزیم بر اینکه مردم همه شرکت کنند در انتخابات و من بارها این را قبلاً گفته‌ام که حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد امّا انتخابات مال رهبری نیست، مال ایران اسلامی است، مال نظام جمهوری اسلامی است. همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند؛ این موجب میشود که نظام جمهوری اسلامی تقویت بشود، پایداری آن و ماندگاری آن تأمین بشود، کشور در حصار امنیّت کامل باقی بماند

دلائل روایی و قرآنی برای حضور در انتخابات

دلائل روایی و قرآنی برای حضور در انتخابات

 

بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه:
در این مقاله به دنبال دلائل قرآنی و روائی برای شرکت در انتخابات هستیم،امیدواریم که با درک و فهم این دلائل روائی و قرآنی کسی از خود سلب مسئولیت نکند و از زیر بار مسئولیت مهم و خطیر انتخابات شانه خالی نکند.چرا که همه ما نسبت به امام و شهدا باید ادای وظیفه و پاسداری از انقلاب بکنیم.

محور اول :لزوم انجام وظیفه و رد تسلط دشمن 
اولین چیزی که به ذهن هر اهل خردی می رسد این است که شرکت در انتخابات یک وظیفه است،وظیفه ی خطیر و مهمی که اگر از عهده و انجام آن شانه خالی کنیم باعث تسلط معاندین و دشمنان بر ایران اسلامی شده ایم تسلطی که بر کسی پوشیده نیست. شرکت نکردن مردم در انتخابات باعث تسلط سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی دشمن بر ایران اسلامی می شود.

«وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا) [نساء: ۱۴۱] و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است».
امام علی– علیه السّلام- می فرمایند:

«اِتَّقُوااللهَ فِی عِِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البِقاعِ وَ البَهائِمِ وَ اَطِیعوا اللهَ وَ لا تَعصُوهُ [۱]از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید زیرا دارای مسئولیّت هستید حتّی نسبت به زمینها و حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید. –

محور دوم :شکر نعمت حکومت اسلامی
دومین دلیل قرآنی ما برای شرکت در انتخابات وجوب شکر نعمت بزرگ حکومت اسلامی است  می باشد،در واقع ما با شرکت کردن در انتخابات این نعمت حکومت اسلامی را شکر کرده و برای پیش برد فعالیت های اسلامی آن با شرکت در انتخابات شکر عملی آن رابه جا آورده و شکر گزار خدا وند متعال می باشم .
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ ابراهیم [ابراهیم /۷]و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامى را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزارى کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى کنید، مجازاتم شدید است!»

محورسوم :استادگی در برابر دشمن وحفظ نظام اسلامی
یکی از تاثیراتی که انتخابات  در عرصه ی بین الملل دارد این است که دشمنان قسم خورده این کشور مایوس و ناامید می شوند،و این شرکت گسترده مردم به جهان می فهماند که مردم این کشور همچون اوایل انقلاب پیرو خط امام و رهبری هستند و ذره ای از آرمان های امام و شهدا عقب نشینی نکرده اند. در واقع شرکت در انتخابات مثل حفظ و نگهداری مرز های ایران اسلامی می باشد .

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [آل عمران ۲۰۰]اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!»

محور چهارم:شرکت در انتخابات یعنی من دشمن را حمایت و کمک نمی کنم
یکی از اهدافی که دشمنان در عرصه ی رسانه و جنگ نرم به دنبال آن هستند این است که مردم حضور حداقلی در انتخابات داشته باشند در واقع با این کار به دنبال این هستند که مردم از آرمان های مقدس خود و عهدی که با امام و شهدا بسته اند دست بردارند ولی مردم با شرکت در انتخابات اثبات می کنند که در صف دشمن نیستند و هنوز بر آرمانهای خود باقی هستند.

قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ [قصص/۱۷]عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتى که به من دادى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!»

محور پنجم:وجوب استقامت و پایداری در برابر دشمن
هر چند مشکلات و سختی هایی بر مردم وارد شده است، ولی این را نباید فراموش کرد که بسیاری از این مشکلات به خاطر این است که دشمن به دنبال مایوس کردن مردم که عناصر اصلی انقلاب و نظام هستند می باشد. ما با شرکت در انتخابات به تمام جهان اثبات می کنیم که هیچ وقت دست از استقامت و ایستادگی  در برابر دشمن بر نمی داریم.  

«فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ [هود/۱۱۲]پس همان‏گونه که فرمان یافته‏ اى، استقامت کن و همچنین کسانى که با تو بسوى خدا آمده ‏اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام مى‏دهید مى‏بیند!»

سخن پایانی:
ما مردم ایران اسلامی برای شرکت در انتخابات برای خودمان دلائلی داریم که این دلایل عموماً ریشه در قرآن و روایات حضرات معصومین علیهم السلام دارد. ما در واقع با شرکت در انتخابات به دنبال این هستیم که به جهان استکبار بفهمانیم که هنوز در صف مقدم دفاع از آرمانهای انقلاب و  امام و شهدا ایستاده ایم.

پی نوشت :

[۱]سیّد رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه حسین انصاریان ، تهران ، انتشارات پیام آزادی ، چاپ هفتم ، سال ۱۳۷۹ ، خ۱۶۶ ،ص۳۸۲٫

مطمئن­ترین راه برای شناخت داوطلبان نمایندگی مجلس و پی بردن به افکار واقعی آنها چیست؟

مطمئن­ترین راه برای شناخت داوطلبان نمایندگی مجلس و پی بردن به افکار واقعی آنها چیست؟
اصولاً شناخت واقعی افراد کاری سخت و ناممکن است، زیرا تنها کسی که از درون انسان‎ها مطلع است خداوند متعال می‎باشد؛ «الله یعلم ما فی الصّدور».امابه نظرمی رسد برای شناخت افراد، ولو به صورت اجمالی، سه راه را می توان بیان کرد: ۱٫  سابقه‌ افراد: به نظر می‎رسد که با نگاه به سوابق افراد بشود تا حدودی به افکار واقعی آنها پی بردونسبت به آنهاشناخت پیداکرد. بابررسی سوابق اجرایی ،نحوه تعامل بامردم ،وابستگی های گروهی و…اشخاص،می توان به صحت ادعاها وشعارها یشان تااندازهای پی برد. ۲٫ سخنان و اظهارات: راه دیگری برای شناخت بهتر افراد بررسی افکار و اندیشه‎های آن‎هاست که از طریق قول و سخن او فهمیده می شود. البته هر چند پی بردن به تمامی اندیشه‎های افراد کار دشواری است ولی با توجه به برخی موضع‎گیری‎ها و اقوال می‎توان تا حدودی به افکار واقعی آنان پی برد. ۳٫ تحقیق و پرسش از افراد مورد وثوق: سومین راه ممکن در مورد شناخت افراد، پرسش از افراد مورد وثوق و خوشنام است تا در این مورد توضیح دهند که فرد مورد نظر آیا صلاحیت نمایندگی برای مجلس را دارد یا نه؟ حضرت امام خمینی (ره) در آخرین جملات وصیت‎نامه خویش در موردفریبکاری برخی افراد می‎فرمایند: «من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‎ام که بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده‎ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‎نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود و میزان در هر کسی حال فعلی او است».[۱] این جملات نشانگر این قضیه است که حتی امام خمینی(ره) با آن مرتبه عظیم معنوی و عرفانی و سیاسی خویش در شناخت دقیق و واقعی برخی افراد درمقاطعی اشتباه نمودند، چه برسد به ما که از لحاظ مقام معنوی وبینش سیاسی قابل مقایسه با ایشان نیستیم. با این توضیحات خوب است در پایان مباحث خود به برخی از معیارها در باب شناخت نمایندگان از بیان حضرت امام (ره) اشاره‎ای بنماییم. معیارهای شناخت و انتخاب نمایندگان مجلس شواری اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره): ۱٫ کسانی که انتخاب کنند که صد در صد مسلمان و معتقد به احکام اسلام و معتقد به اجرای احکام اسلام و مخالف با مکتب‎های انحرافی و معتقد به جمهوری اسلامی باشند. شناخت این اشخاص یا با آشنایی به اعمال و رفتار آنان از زمان رژیم طاغوت تاکنون و یا به معرفی روحانیون متعهد در شهرستان‎ها یا اشخاص متدین موجه که گرایش به چپ و راست یا دسته‎ای نداشته باشند.[۲] ۲٫ افراد سالم، افراد وطن‎خواه، افراد وطن‎دوست، افرادی که نه شرقی باشند و نه غربی، بلکه در صراط مستقیم اسلامیت و انسانیت باشند، انتخاب کنید و به آنها رأی بدهید.[۳] ۳٫ اشخاص اسلامی، متعهد غیر منحرف از صراط مستقیم الهی را در نظر بگیرید و سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند.[۴] ۴٫ مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام، وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند. و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین یا اسلام مستضعفین، اسلام رنج‎دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه‎جو، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه، مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه‎داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی‎درد، اسلام منافقین، اسلام راحت‎طلبان، اسلام فرصت‎طلبان و در یک کلمه اسلام آمریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.[۵] افزون بر مطالب ذکر شده برای رأی دادن به یک داوطلب نمایندگی مجلس باید معیارهای دیگری مثل موارد زیر در نظر گرفته شود: ۱٫ متعبد به اسلام و معتقد به جمهوری اسلامی. ۲٫ پشتیبانی و تابعیت از ولی فقیه. ۳٫ وفاداری به مردم و وطن دوستی. ۴٫ اطلاع و آگاهی به مسائل روز. ۵٫ خادم محرومین بودن و….. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: ۱٫ انتخابات و مجلس از نگاه امام خمینی(ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره). ۲٫ انتخابات سالم، نماینده سالم و مجلس مقتدر، رسول سعادتمند، قم، چاپ تسنیم، ۱۳۷۸٫ ۳٫ روزنامه جمهوری اسلامی تاریخ ۱۱/۳/۱۳۷۸ و ۸/۳/۱۳۸۰، سخنرانی رهبر معظم انقلاب. پی نوشت ها: [۱] . صحیفه نور،سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی،چ۲، ۱۳۷۸،ج۱۱،ص۷۴۹٫ [۲] . صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۷۵٫ [۳] . همان، ج ۵، ص ۲۷۷٫ [۴] . همان، ج ۱۱، ص ۲۶۹٫ [۵] . همان، ج ۲۰، ص ۱۹۴٫

تفاوت انتخابات ریاست جمهوری در ایران با آمریکا از حیث شکلی و قوانین مربوطه چیست؟

تفاوت انتخابات ریاست جمهوری در ایران با آمریکا از حیث شکلی و قوانین مربوطه چیست؟

انتخابات ریاست جمهوری در ایران:
در ایران رئیس جمهور که عالی‌ترین مقام کشور پس از مقام رهبری است، برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و انتخاب مجدد او به صورت متوالی، تنها برای یک دوره بلامانع است.[۱] و رئیس جمهور باید ایرانی الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور و از میان رجال مذهبی و سیاسی کشور باشد.[۲]
رئیس جمهور با اکثریت مطلق آراء شرکت‌ کنندگان، انتخاب می‌شود که در صورت عدم کسب چنین اکثریتی انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود و انتخابات رئیس جمهور جدید باید حداقل یک ماه پیش از پایان دوره ریاست جمهوری قبلی انجام شود، ضمناً مسئولیت نظارت بر این انتخابات بر عهده شورای نگهبان است.[۳]
در هر مرحله انتخاباتی هر شخص واجد شرایط می‌تواند فقط یک بار با ارائه شناسنامه رأی دهد و انتخابات به صورت مستقیم و عمومی و با رأی مخفی خواهد بود. اجرای انتخابات به عهده وزارت کشور می‌باشد. انتخاب کنندگان نیز باید دارای شرایط، تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران، ورود به سن ۱۶ سالگی و عدم جنون باشند.[۴]
مراحل کاندیدا شدن:
داوطلبان، مدارک خود را به وزارت کشور تحویل می‌دهند و وزارت کشور پس از پایان مهلت ثبت نام، مدارک را به دبیرخانه شورای نگهبان می‌فرستد تا شورای نگهبان ظرف مدت ۵ روز به صلاحیت آنها رسیدگی کند.[۵]
تبلیغات:
هر نامزدی حق دارد به طور مساوی از امکانات دولتی و صدا و سیما برای معرفی و ارائه برنامه‌های خود استفاده کند و کمیسیونی در وزارت کشور این حق را تضمین می‌کند و کلیه فعالیت‌های انتخاباتی از تاریخ اعلام اسامی نامزدها به وسیله وزارت کشور آغاز و تا ۲۴ ساعت قبل از شروع اخذ رأی خاتمه می‌پذیرد.[۶]
نظارت:
علاوه بر نظارت نماینده شورای نگهبان،نماینده فرماندار و معتمدین محل در هر شعبه حضوردارد. هر یک از نامزدهای ریاست جمهوری نیز می‌تواند در هر یک از شعب اخذ رأی، یک نفر نماینده داشته باشد و به این ترتیب نظارت کاملاً مردمی است و امکان تقلب و سوء استفاده به حداقل می‌رسد.
انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا:
کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا باید تبعه آمریکا باشد، حداقل ۳۵ سال سن و لااقل ۱۴ سال در آمریکا اقامت داشته باشد، علاوه بر این فقط کاندیدایی شانس انتخاب شدن را دارد که از طرف یکی از دو حزب بزرگ (جمهوری خواه یا دموکرات) کاندید شده باشد.[۷]
رئیس جمهور در آمریکا بالاترین و قدرتمندترین مقام در سیستم سیاسی ایالات متّحده است و در ۵۰ سال گذشته معمولاً کسانی که سابقه فرمانداری و در مرحله بعد سناتوری داشته‌اند، احتمال کاندیداتوری و بعد رأی آوردنشان زیاد بوده است. به طور کلی محبوبیت ملی بر صلاحیت و شایستگی مقدم است و اغلب کاندیداها حقوق‌دان هستند به طوری که تا امروز آمریکا هیچ رئیس جمهوری از طبقات روشنفکر، هنرمند، یا پزشک نداشته است.[۸]
مدت ریاست جمهوری در آمریکا ۴ سال است و هر شخص فقط دو دوره متوالی می‌تواند انتخاب شود.
رئیس جمهور در آمریکا با انتخابات غیر مستقیم و به وسیله نمایندگانی که به این منظور انتخاب شده‌اند، تعیین می‌شود. هر ایالتی به نسبت جمعیتش یک نوع سهمیه انتخاباتی دارد. مطابق این سهیمه نمایندگانی از هر ایالت انتخاب می‌شوند که آنها رئیس جمهور را انتخاب می‌کنند.[۹] در مجموع ۵۳۸ «انتخاب کننده» اعضای کالج انتخاباتی هستند، که در ایالات پنجاه‌گانه تشکیل شده و وظیفه نهایی انتخاب رئیس جمهور آمریکا را بر عهده دارند. انتخاب کنندگان هر ایالت الزاماً می‌بایست به نامزد رئیس جمهوری از حزب خود رأی بدهند و در نهایت آن نامزدی که ۲۷۰ رأی از ۵۳۸ رأی کالج انتخاباتی را به دست آورد به عنوان رئیس جمهور تعیین می‌شود و اگر هیچ یک از کاندیداها اکثریت آراء کالج را کسب نکند ،مجلس نمایندگان بلافاصله از طریق رأی‌گیری مخفی رئیس جمهور را انتخاب می‌کنند.[۱۰]
مطابق  اصل«برنده همه چیزرامی برد» در هر ایالتی نامزدی که اکثریت آرای مردم را به دست آورد، در حقیقت «همه آرای الکترال» آن ایالت را می برد در نتیجه آراء مردمی نامزد بازنده ولو با اختلاف یک رأی، از درجه اعتبار ساقط می‌شود. بنابراین یک کاندیدا می‌تواند با برخورداری از اکثریت مطلق «کالج‌های انتخاباتی» به کاخ سفید راه یابد. بدون آن که اکثریت مطلق و یا حتی نسبی آرای مردم آمریکا را به دست آورده باشد. که این حالت تا کنون ۱۵ بار در تاریخ ایالات متحده اتفاق افتاده است.[۱۱]
تبلیغات:
مردم به واسطه تبلیغات از هر کاندیدا تصویری پیدا می‌کنند، در گذشته کاندیداها سوار ترن می‌شدند و ایالت به ایالت می‌گشتند اما امروزه همه حرکات برای دوربین‌ها انجام می‌شود و این رسانه‌ها هستند که به مردم می‌گویند کدام چهره را باید دوست داشته باشند. بنابراین هر کاندیدا در مقابل دوربین یک نمایش کامل بازی می‌کند.[۱۲]
مشارکت:
هر شخص برای رأی دادن باید ثبت نام کند و حوزه‌ای را که می‌خواهد رأی دهد نیز مشخص کند، اما دو حزب بزرگ آمریکا علاقه چندانی به حضور گسترده مردم ندارند و در بیست سال گذشته عده کسانی که در انتخابات شرکت کرده‌اند زیر ۵۰ درصد واجدین حق رأی بوده است. یعنی زندگی روزمره در آمریکا اصلاً آمیخته با سیاست نیست.[۱۳]
نتیجه:
در ایران اسلامی رأی مردم دارای ارزش بوده و نامزد شدن برای ریاست جمهوری منحصر در احزاب نیست، اما در آمریکا که خود را حامی آزادی می‌خواند، از طرفی با تبلیغات گسترده و سانسورهای خبری ذهن و فکر مردم را تسخیر کرده و از سویی دیگر با ایجاد روابط اقتصادی و سیاسی در دستگاه حاکم، قدرت را در انحصار دو حزب بزرگ خود قرار داده و به اشخاص خارج از این دو حزب عملاً اجازه مطرح شدن نمی‌دهد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ سیاست و انتخابات در ایالات متحده آمریکا، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، محمد طباطبایی.
۲٫ حقوق ایالات متحده آمریکا، آندره تنک، ت: صفایی، تهران، ۱۳۷۴٫
۳٫ قوانین و مقررات مربوط به انتخابات جمهوری اسلامی، جهانگیر منصور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

پی نوشت ها:
[۱] . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۱۱۴ و ۱۱۵٫
[۲]. همان.
[۳] . همان، اصول ۱۱۷ تا ۱۱۹٫
[۴] . قوانین انتخابات، ماده ۱۰ تا ۳۶٫
[۵] . اعلام داوطلبی و قوانین مربوطه، ماده ۵۵ تا ۵۷٫
[۶] . قوانین مربوط به تبلیغات، ماده ۶۲ تا ۶۶٫
[۷] . مدنی، جلال الدین، حقوق اسای تطبیقی، تهران، پایدار، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۱۴۲٫
[۸] . مولانا، حمید، مصاحبه با روزنامه کیهان، ۲۳ / ۳ / ۱۳۸۳٫
[۹] . قاضی ابوالفضل، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، تهران، ۱۳۷۳، ص ۵۶۷٫
[۱۰] . طباطبایی، محمد، سیاست و انتخابات در ایالات متحده آمریکا، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۶۷٫
[۱۱] . همان، صص ۷۵ ـ ۶۹٫
[۱۲] . مولانا، حمید، کیهان، ۲۳ / ۳ / ۱۳۸۳٫
[۱۳] . همان.

مزیت های شورای نگهبان برای تایید صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان رهبری

مزیت های شورای نگهبان برای تایید صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان رهبری

مجلس خبرگان رهبری، نهادی است مرکب از نمایندگان مردم که چند کار ویژه مهم را در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر عهده دارد، از جمله معرفی فرد واجد شرایط رهبری و نیز نظارت بر تداوم این شرایط . از طرفی از آنجایی که این مجلس وظیفه تشخیص ولی فقیه جامع الشرایط را بر عهده دارد و تشخیص چنین شرایطی همچون فقاهت، عدالت، بینش سیاسی و … به ویژه شرط نخست، کاری اختصاصی است که تنها از عهده افراد خاصی بر می آید که خود در مرحله اول فقیه و فقیه شناس باشند، از این رو نمایندگان این مجلس متشکّل از چنین فقهایی هستند . بنابر این کسانی که کاندیدای ورود به مجلس خبرگان رهبری می شوند لازم است پیش از هر شرط دیگر از شرط فقاهت برخوردار باشند ، چنانکه این موضوع در ماده ۳ قانون انتخابات مجلس خبرگان رهبری و نیز ماده ۱۱ آئین نامه اجرایی آن به صراحت ذکر شده است و لازمه آن، این است که وجود این شرط ، پیش از ورود کاندیداها در عرصه رقابت، توسط نهادی ذی صلاح احراز گردد ، از طرفی دیگر بر اساس اصل ۱۰۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «قانون‏ مربوط به‏ تعداد و شرایط خبرگان‏، کیفیت‏ انتخاب‏ آنها» پس از شکل گیری نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری در صلاحیت خود نمایندگان این مجلس است و به همین دلیل نمایندگان این مجلس نیز در آئین نامه داخلی خود مقرر داشته اند تا وظیفه احراز صلاحیت کاندیداها بر عهده شورای نگهبان گذاشته شود. علاوه بر این برخی نیز معتقدند اصل ۹۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران[۱] وظیفه تشخیص چنین شرایطی را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است[۲] ، به عنوان مثال یکی از این محققان با تفاوت گذاری میان «تعیین شرایط» و «تشخیص شرایط» معتقد است اصل ۱۰۸ قانون اساسی مربوط به تعیین شرایط است که بر عهده خود مجلس خبرگان گذاشته شده است ولی اصل ۹۹ قانون اساسی مربوط به تشخیص شرایط است و قانون، این کار را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است ، یعنی اصل یکصد و هشتم بدین صورت است که قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین‏نامه داخلی جلسات …. و تصویب سایر مقرّرات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنان است». بنابراین، «تعیین شرایط» با «تشخیص شرایط، تعیین صلاحیت و یا تشخیص صلاحیت»، متفاوت و مرجع آنها نیز مختلف است. تعیین شرایط یک کار قانون‌گذاری و تشخیص شرایط و تعیین صلاحیت یک کار نظارتی است. مرجع تعیین شرایط خبرگان رهبری، در نخستین دوره شورای نگهبان و بعد از آن براساس اصل یکصد و هشتم، خود مجلس خبرگان است؛ اما مرجع تشخیص شرایط داوطلبان عضویت در مجلس خبرگان، شورای نگهبان است و مجلس خبرگان و هیچ نهاد دیگری حق تشخیص صلاحیت خود را ندارد؛ زیرا با فلسفه نظارت سازگار نیست. در تشخیص شرایط، وجود یا فقدان این شرایط بررسی می‌شود، ولی در تعیین شرایط، اصل شرایط (توسط مجلس خبرگان) تعیین و تصویب می‌شوند. به عبارت دیگر، قانون و شرایط را خود خبرگان تعیین می‌کنند، ولی بررسی صلاحیت، یعنی تشخیص بودن یا نبودن این شرایط به عهده شورای نگهبان است.»[۳] البته نسبت به این استناد ممکن است برخی چنین تحلیل نمایند که نظارت مذکور در اصل ۹۹ قانون اساسی ، یا مبهم بوده و یا صرفاً شامل نظارت بر اصل انتخابات بوده و این نهاد وظیفه ای در تایید یا رد صلاحیت کاندیداها ندارد که در پاسخ گفتنی است با توجه به اینکه قانون اساسی وظیفه رفع ابهام از اصول قانون اساسی و به تعبیر بهتر تفسیر اصول این قانون را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است[۴] بهترین راهکار به جای تفاسیر شخصی این است که به نظرات تفسیری این قانون مراجعه شود که بر همین اساس ، شورای نگهبان معتقد است «نظارت‌ مذکور در اصل‌ ۹۹ قانون‌ اساسی‌ استصوابی‌ است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجرایی‌ انتخابات‌ از جمله‌ تأیید و ردّ صلاحیت‌ کاندیداها می‌شود.»[۵]. بر این اساس هم بر اساس اصل ۹۹ و هم اصل ۱۰۸ به ضمیمه آیین نامه داخلی این مجلس ، می توان چنین استنتاج نمود که وظیفه تشخیص صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری بر عهده شورای نگهبان می باشد .
در این میان شورای نگهبان اگر چه وظیفه اصلی تایید صلاحیت مجلس خبرگان را بر عهده دارد اما برای این کار از مجموعه ای از همکاری ها میان این شورا با مراجع مختلف بهره می گیرد از جمله به منظور احراز صلاحیت های عمومی از گزارش های نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بهره گرفته می شود .
اما به منظور احراز صلاحیت علمی کاندیداها که مهم ترین بخش بررسی صلاحیت کاندیداهاست این شورا از این امکان برخوردار است که از مراجع و نهادهای ذی صلاح مختلفی کمک بگیرد ، چنانکه در طول تاریخ مجلس خبرگان ، این کار به طُرُق مختلف صورت گرفته است ، چرا که در نخستین دوره برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رهبری ، بر اساس قانون آن دوره ، تشخیص واجد شرایط بودن از طریق گواهی سه نفر از استادان معروف درس خارج حوزه های علمیه[۶] و یا تایید ضمنی و یا تصریح به اجتهاد از جانب رهبری و یا اشتهار وی به اجتهاد در مجامع علمی و یا در بلاد خود صورت می گرفت[۷] . اما در ادوار بعدی، مرجع تشخیص صلاحیت ، صرفاً منحصر به فقهای شورای نگهبان گردید[۸] و تنها کسانی که رهبری به صورت ضمنی یا صراحتاً اجتهاد آنان را تایید می کرد، نیازی به تایید صلاحیت علمی نداشتند که به همین منظور نیز شورای نگهبان اقدام به برگزاری امتحان از داوطلبان نمود که در نتیجه تعدادی از کاندیداها موفق به کسب امتیازهای علمی لازم نشدند .
در این میان، برخی نسبت به تغییر مرجع تایید صلاحیت ها از شیوه سابق و منحصر نمودن آن به بررسی شورای نگهبان انتقاداتی دارند و روش اول و یا واگذاری این کار به حوزه های علمیه و یا اعتماد به گواهی اساتید و علمای بلاد را کارآمدتر می دانند ، این در حالی است که با تأملی بیشتر و نیز بررسی تجربیات به دست آمده در انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان که به روش اول تایید صلاحیت صورت می گرفت و دلایل دیگری که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد می توان دریافت که تأیید صلاحیت توسط شورای نگهبان به جای حواله دادن آن به نهادهای دیگری همچون حوزه های علمیه و یا اشخاص خارج از مجموعه همچون علمای بلاد ، مزایایی دارد که در مجموع  این صلاحیت را موجه تر می سازد از جمله :
۱ – عدم ضرورت واگذاری تعیین صلاحیت علمی به مراجع دیگر و کفایت شورای نگهبان برای رسیدگی به این مساله ؛ به عبارت دیگر همانطور که گفته شد مهم ترین بخش نظارتی شورای نگهبان نسبت به کاندیداهای مجلس خبرگان ، بررسی صلاحیت علمی این کاندیداها می باشد که با توجه به ماهیت نمایندگان خبرگان ، برای این منظور لازم است مرجع رسیدگی کننده به این موضوع ، یا خود قابلیت تشخیص علمی این کار را داشته باشد و یا از مراجع ذی صلاح دیگر کمک بگیرد ، از طرفی از آنجایی که فقهای شورای نگهبان ، مجتهدانی هستند که هم از فقاهت برخوردارند و هم توان تشخیص فقیه از غیر فقیه را دارا هستند لذا محوّل کردن این کار به مراجع دیگری که بالقوه صلاحیت بررسی موضوع را دارا هستند نه تنها هیچ ضرورتی ندارد بلکه کاری فاقد توجیه است .
۲ – برخورداری شورای نگهبان از تشکیلات اداری و نیروی انسانی مورد نیاز برای اعمال هر گونه فرایند نظارتی در هر انتخاباتی از جمله سازمان مورد نیاز برای برگزاری امتحان و مصاحبه های مورد نیاز که این نهاد را از هر دستگاه مجزای دیگری و لو اینکه بالقوه صلاحیت یاری رساندن به شورای نگهبان را داشته باشند بی نیاز می سازد ، این در حالی است که عمده مراجع نظارتی دیگری که چنین توانمندی هایی را به لحاظ علمی دارند فاقد تشکیلات سازمانی کافی بوده و حتی با وجود تشکیلات اداری و سازمانی نیز مشکلات دیگری وجود دارد که در ادامه اشاره خواهد شد .
۳ – لزوم وجود یک مرجع خاص ، مشترک و مشخص برای مباحثی همچون آزمون علمی که در نتیجه همه داوطلبان از طریق یک فیلتر یکسان علمی احراز صلاحیت شوند و حال آنکه نهادهایی همچون حوزه علمیه و یا اساتید مشهور و امثال اینها ، عناوینی کلی ، عام و غیر مشخص هستند و به همین دلیل نمی توان ملاک ، میزان و امتیاز مشخصی برای آزمون هایی که توسط این اساتید گرفته می شود مشخص نمود و در نتیجه ممکن است افرادی با قابلیت های علمی قابل قبول برای تکیه زدن بر نمایندگی خبرگان ، به دلیل در نظر گرفتن ملاک های گزینشی بالا از سوی برخی اساتید از این فیلتر گذر نکنند و یا افرادی با قابلیت علمی کمتر از حد مطلوب به دلیل سطح پایین آزمون برگزار شده توسط یک استاد یا نهادی مثل حوزه علمیه ، به سادگی از این فیلتر گذر نمایند و حال آنکه اگر مسئولیت این کار به عهده یک نهاد جامع و واحد همچون شورای نگهبان گذاشته شود ، خود این شورا با توجه به مسئولیتی که در این زمینه دارد و با توجه به اینکه از ملاک های علمی مورد نیاز جهت تصدی این مسئولیت با خبر است ، شرایط را به گونه ای فراهم می کند که همگان از فیلتری واحد با حد نصاب های یکسان گذر نمایند و عدالت برای همه در گزینش اجرا گردد .
۴ – شورای نگهبان یک نهاد حکومتی است که قانون ، می تواند وظایفی همچون بررسی صلاحیت علمی داوطلبان انتخابات مجلس خبرگان را به آن حواله نماید و اگر چنین شرایطی اتفاق افتد این نهاد نیز موظف است به وظیفه قانونی خویش در این زمینه عمل نماید و حال آنکه نهادهای دیگری که شأنیت بررسی صلاحیت علمی کاندیداها را دارا هستند همچون حوزه های علمیه و یا علمای بلاد ، عمدتاً غیر حکومتی هستند و هر چند امکان تعامل با نظام در زمینه های مختلف برایشان فراهم است و عملاً نیز تعاملاتی را صورت می دهند اما حکومت نمی تواند آنها را مکلف به تحمل این مسئولیت بنماید و در نتیجه در صورتی که مثلا حوزه علمیه به عنوان مرجع بررسی علمی کاندیداها معرفی شود همواره این امکان وجود خواهد داشت که این کار با اخلال و وقفه مواجه شود ، به ویژه در صورتی که به هر دلیل علمای بلاد و یا حوزه علمیه مصلحت نداند در این زمینه همکاری نماید و یا ملاک های علمی ارائه شده از سوی نهادهای حکومتی را نپذیرد .
بر این اساس به نظر می رسد بهترین راهکار این باشد که این کار بر عهده خود شورای نگهبان گذاشته شود تا این شورا به هر گونه که صلاح بداند با بهره گیری از روش های یکسان ، جامع و عادلانه به امر تشخیص صلاحیت ها بپردازد ، در نتیجه این امکان برای شورا فراهم خواهد بود تا علاوه بر انجام این کار توسط فقهای خود این شورا ، در صورتی که صلاح بداند و بسترهای لازم نیز فراهم باشد از همکاری های سایر نهادهایی که بالقوه توان تشخیص صلاحیت ها را دارا هستند برخوردار گردد ، به عنوان مثال این شورا می تواند از حوزه های علمیه و یا برخی اساتید این حوزه ، فقهای شاغل در دیوان عالی کشور و یا سایر نهادهای حکومتی به عنوان بازوی یاری کننده برای انجام این وظیفه مهم بهره بگیرد که اگر چنین اتفاقی رخ دهد این شورا از تجارب و علم سایر نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی ذی صلاح در تشخیص افراد صالح بهره گرفته است بدون اینکه الزامی داشته باشد که نظر فرد و یا نهاد خاصی را در تایید صلاحیت افراد به عنوان تکلیف قانونی قبول کند و یا این دغدغه خاطر برایش وجود داشته باشد که یک مرجع ذی صلاح غیر دولتی ، تکلیف قانونی برای رسیدگی به صلاحیت کاندیداها را قبول نکند چرا که اگر هر مرجع ذی صلاح غیر حکومتی این شورا را یاری نرساند این امکان برای شورا فراهم است تا به مراجع ذی صلاح دیگر مراجعه نماید و یا در نهایت ، خود به صورت مستقل به انجام این وظیفه اقدام نماید .

بیانیه مرکز مطالعات وپاسخ‌گویی به شبهات حوزه علیمه قم بمناسبت یوم الله ۲۲ بهمن

در آستانه ۲۲ بهمن و آغاز سی و هشتمین بهار آزادی، این روزها با این‌که توافق برجام را پشت سر گذاشته‌ایم و امید می‌رود با رفع تحریم‌ها، بخشی از مشکلات اقتصادی ملت حل گردد، اما نباید از توطئه‌ها و نفوذ دشمن غافل باشیم.
دشمنان ملت ایران و در راس آن‌ها شیطان بزرگ، در این مدتی که از انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد از هیچ تلاشی برای فروپاشی و انحراف نظام از آرمان‌های بلند بنیان گذار جمهوری اسلامی ‌ایران دریغ ننموده‌اند، و این امت همیشه در صحنه با حضور به موقع خود، تلاش‌های آنان را ناکام گذاشته‌اند و امید است که این بار نیز با حضور پرشکوه خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۴ و نیز حضور هوشمندانه در انتخابات هفتم اسفند‌ماه مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، توطئه‌های دشمن را نقش بر آب نموده و امید تازه‌ای‌ برای حرکت روبه جلوی ملت ایران در راه تحقق اهداف بلند انقلاب اسلامی ایران در کالبد همه علاقه مندان به این نظام و کشور ایجاد نمایند.
مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات  حوزه علمیه قم  ضمن اعلام حضور خود در صحنه‌های آزمایش پیش‌رو، همه ملت ایران را به حضور فعال در این صحنه‌ها و حفاظت از دستاورد‌های انقلاب ‌اسلامی فرا می‌خوانند و مثل همیشه چشم به راه جواب دندان شکن این امت، به تمام یاوه‌گویی‌های دشمنان و بیمه کردن این انقلاب خواهد بود.

شعر (انقلاب و بصیرت)

گر تیغ به گردن مذلت زده ایم

تاجی به سرخویش ز عزت زده ایم

با رهبری امام خود خامنه ای

ما در همه جا دم از بصیرت زده ایم

***

با عشق و امید گر که الفت داریم

در عرصۀ عشق شور و غیرت داریم

از سایۀ تردید برون می آییم

هرجا که چراغی از بصیرت داریم

آرمان های انقلاب اسلامی

آرمانهای انقلاب اسلامی

نظام جمهوری اسلامی ایران پس از استقرار و طی حیات ۲۵ ساله خود علی رغم محدودیت‌ها،تحریم‌ها، فشارهای خارجی و سیاست مشغول ‌سازی ایران به درگیریهای داخلی و تجزیه طلبانه توسط غرب و به ویژه آمریکا، تحمیل جنگ هشت ساله با هدف واژگونی نظام نوپای اسلامی و تضعیف توانمندیهای آن از طریق استحاله و انزوای ایران و… توانست خدمات ارزشمندی را بر جای گذارد. خدمات و دستاوردهایی که نسبت به دوران قبل از انقلاب غیر قابل مقایسه است.
متأسفانه این دستاوردها و تحولات مثبت که دارای ابعاد و گستره‌ی بسیار وسیعی است بواسطه تبلیغات خصمانه رسانه‌های بیگانه از یک سو و درگیریهای جناحی و رقابت‌های ناسالم در صحنه سیاسی از سوی دیگر در حاشیه قرار گرفته و این تلقی در میان مردم خصوصا جوانان ایجاد شده که گویا انقلاب اسلامی در طول حیات خود هیچ گونه دستاوردی نداشته است. از این رو در این مقاله سعی شده است آرمانها و سپس خدمات و دستاوردهای انقلاب اسلامی در دو بخش داخلی و خارجی به اختصار مورد بررسی قرار گیرد.
آرمانهای انقلاب اسلامی
دست آوردها و آرمانهای انقلاب اسلامی، دو موضوع به هم پیوسته و مهم‌اند که پرداختن به آنها در مباحث مربوط به انقلاب اسلامی ایران ضروری به نظر می‌رسد. آرمانها، همان اهداف سلبی و ایجابی انقلابند که مردم به منظور دستیابی به آنها علیه رژیم شوریده و تا سرنگونی ‌‌‌آن از پای ننشستند. دستاوردهای انقلاب نیز آرمانهایی هستند که تحقق یافته‌اند.
آرمانهای انقلاب اسلامی را از خلال شعارهای مردم در دوران پیروزی و پیام‌های رهبران سیاسی و فکری به خصوص رهبری منحصربه فرد امام خمینی (ره) با استفاده از روش تحلیل محتوا می‌توان شناخت. نکته مهم آن است که این هدفها در روند نهضت اسلامی به صورت کلی و غیر شفاف بیان می‌گردیدند که پس از پیروزی انقلاب در کشاکش حوادث و رویدادها و نیز در قانون اساسی ۱۳۵۸ به مقدار زیادی شفاف‌تر و جزئی‌تر شده‌اند. مهمترین آرمان‌های انقلاب در حوزه‌های سیاست، اجتماع، فرهنگی و اقتصادی عبارتند از:
الف. آرمان‌های سیاسی
مهمترین آرمانهای سیاسی انقلاب اسلامی عبارتند از:
۱٫ براندازی نظام سلطنتی و ایجاد حکومتی دینی و مستقل؛
۲٫ اداره امور کشور بر اساس شورا، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر؛
۳٫ نفی هرگونه ستم‌گری، ستم کشی، سلطه گری و سلطه پذیری؛
۴٫ امنیت داخلی و نفی تفتیش عقاید، سانسور و تجسس مگر به حکم قانون؛
۵٫ آزادی نشریات، مطبوعات اجتماعات و راهپیمایی‌ها و تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون؛
۶٫ اتکا به آرای عمومی در اداره کشور و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش؛
۷٫ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب؛
۸٫ محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی؛
۹٫ تقویت کامل بنیه دفاع ملی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی نظام اسلامی؛
۱۰٫ تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام و تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان؛
۱۱٫ ایجاد روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب؛
۱۲٫ حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان، در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر؛[۱]
در واقع آرمان های برون مرزی و مسئولیتهای فراملی انقلاب اسلامی، میل به صدور پیام انقلاب و حمایت همه جانبه از ملل مستضعف و مسلمانان جهان و در انداختن طرحی نو در نظام بین الملل داشت. در این رابطه بنیانگذار جمهوری اسلامی در نخستین سال پیروزی انقلاب و تعیین راهبرد سیاست خارجی اعلام داشت:
«ملت آزاده ایران اکنون از ملت‌های مستضعف جهان در مقابل آنهایی که منطقشان توپ و تانک و شعارشان سرنیزه است، کاملاً پشتیبانی می‌نماید. ما از تمام نهضتهای آزادی‌بخش در سرتاسر جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه می‌کنند، پشتیبانی می‌کنیم».[۲]
البته ایشان در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود نظریه یک دولت اسلامی با جمهوری های آزاد و مستقل را طرح کردند و فرمودند: «و شما ای مستضعفان جهان! و ای کشورهای اسلامی و مسلمان جهان!… به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری آزاد و مستقل به پیش بروید.»
ب. آرمانهای فرهنگی و اجتماعی
مهمترین آرمانهای فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی عبارتند از:
۱٫ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا؛
۲٫ مبارزه با مظاهر فاسد و تباهی؛
۳٫ بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‌های گروهی؛
۴٫ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا سرحد خودکفایی کشور؛
۵٫ تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
۶٫ رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم در زمینه‌های مادی و معنوی؛
۷٫ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضروری؛
۸٫ تأمین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای عموم و تساوی همه در برابر قانون؛
۹٫ توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم؛
۱۰٫ تدوین قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی و سیاسی بر اساس موازین اسلامی؛
۱۱٫ برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، ‌رنگ، نژاد و زبان؛
۱۲٫ برخورداری تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، از کار افتادگی، بی‌سرپرستی، حوادث و سوانح و خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی به صورت بیمه و غیره؛
۱۳٫ آزادی‌های اجتماعی از جمله آزادی کار و حق دادخواهی برای هر فرد.[۳]
به موارد فوق می‌توان از بین بردن مراکز و مظاهر فساد در جامعه، برچیدن سفره ارتشا و تملق، ‌احیای مفاهیم دینی هم چون جهاد و شهادت را نیز اضافه نمود.
ج. آرمانهای اقتصادی
هر چند انقلاب اسلامی، انقلابی صرفاً اقتصادی نبوده و به هیچ وجه با الگوهای مارکسیستی قابل تفسیر نمی‌باشد، در عین حال آرمانهای آن شامل ابعاد اقتصادی نیز می‌شود.
۱٫ جلوگیری از غارت بیت المال توسط خاندان شاهنشاهی و وابستگان آن؛
۲٫ حفظ ذخایر زیرزمینی؛
۳٫ تلاش در راه پیشرفت صنعتی و تکنولوژیک کشور از طریق برنامه ریزی اقتصادی، استفاده از علوم و فنون، تربیت افراد ماهر و…؛
۴٫ استقلال و خودکفایی اقتصادی؛
۵٫ تأمین خودکفایی در علوم و فنون، صنعت و کشاورزی؛
۶٫ پی‌ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه‌های تغذیه، مسکن، کار بهداشت و تعمیم بیمه؛
۷٫ ریشه‌کن کردن فقر و محرومیت؛
۸٫ تأمین نیازهای اساسی شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده؛
۹٫ تأمین شرایط برای اشتغال کامل؛
۱۰٫ تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در اداره کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد؛
۱۱٫ عدم اجبار افراد به کار معین و جلوگیری از بهره‌کشی از کار دیگری؛
۱۲٫ منع اضرار به غیر، انحصار، احتکار و ربا؛
۱۳٫ منع اسراف و تبذیر؛
۱۴٫ جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور؛
۱۵٫ تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی؛
۱۶٫ عدالت اقتصادی و کم کردن فاصله طبقاتی؛
۱۷٫ رسیدگی به روستاهای کشور و محرومیت زدایی از آنها.[۴]